Enter Title

 

 
مسئول حاکمیت خدمات بالینی بیمارستان : خانم سونیا حاتمی نژاد
مدک تحصیلی : کارشناس پرستاری
تلفن داخلی : 237
 
اعضای تیم حاکمیت بالینی:
1-خانم سونیا حاتمی نژاد-کارشناس مسئول حاکمیت بالینی
2- خانم فرشته شیروندی-کارشناس حاکمیت بالینی
3- خانم ناهید نیک سرشت – کارشناس حاکمیت بالینی
3-خانم صدیقه  شیرخانی  -کارشناس ایمنی
4- آقاي نادر احمدی-مديریت ريسك
5- خانم سهیلا احمدی –مسئول کمیته آموزش به بیمار
 
 
وظائف دفتر حاکمیت بالینی در بیمارستان
1.      راهنمایی و ترویج حاکمیت بالینی در داخل بیمارستان
2.      تمرکز بر کیفیت مراقبت های بالینی
3.      شناسایی و تعریف شاخص های عملکرد
4.      شناسایی ، تحلیل و مدیریت ریسک فاکتورهای بالینی در بیمارستان
5.      بازنگری نتایج ممیزی بالینی بر اساس شاخص های تعریف شده و ایجاد توصیه هایی برای بهبود
6.       بازنگری حوادث بالینی نا مطلوب وعوارض جانبی دارو
7.      بررسی شکایات بیماران و کارکنان
8.      بازنگری ممیزی مدارک پزشکی و پرستاری
9.      ایجاد جوی از اعتماد
10. داشتن جلسات عملی، دارای اختیار، بی طرف و پاسخگو
11.  سنجش میزان رضایت کارکنان وبیماران
افتخارات :
کسب لوح تقدیر و تندیس حاکمیت بالینی                           
حاکمیت بالینی و تعالی خدمات بالینی: 
  حاکمیت بالینی محور، لایحه ای  است که در اواخر دهه 1990 ارائه شد .این لایحه چارچوبی برای حمایت از تشکیلات محلی نظام سلامت انگلستان بود ، که این تشکیلات مسئولیت قانونی ارتقای کیفیت را بر عهده داشت .حاکمیت بالینی فرصت درک و آموختن روشهای ایجا گسترش اجزای مورد نیاز برای ارائه مراقبت با کیفیت را به ارمغان می آورد . پیشتر این مقوله و این عناصر، نامحسوس تر از آن تلقی می شدند که جدی انگاشته شوند،  یا برای بهبودشان تلاش شود.                                  
در چارچوب حاکمیت بالینی بررسی مجدد نقش ها در نظام سلامت امری ضروری تلقی شده و برای رسیدن به نظام سلامتی که در آن، چیزی کمتر از ارائه بهترین خدمات، قابل تحمل نمی باشد ابزار مناسب فراهم شده است در سال 1998 اسکالی و دونالدسون چشم انداز حاکمیت بالینی را چنین ارائه نمودند: "چارچوبی است که از طریق آن تشکیلات نظام سلامت انگلستان برای حفاظت و ارتقاء مستمر استانداردهای مراقبت، پاسخگو می گردد و این امر با به وجود آوردن محیطی که محور آن، تعالی خدمات بالینی است تقویت می شود.
در این مقوله نکته ای که همواره باید مورد توجه قرارگیرد این است که حاکمیت بالینی صرفاً با انجام آنچه درست به نظر می رسد قابل تحقق نخواهد بود بلکه سازمان های متولی امر سلامت برای ایجاد و ارتقاء کیفیت خدمات بالینی خود، به برنامه نیاز دارند .این برنامه باید بر ارزیابی نیازها و دیدگاههای بیماران، الزامات قانونی، قابلیت کارکنان، نیازهای برآورده نشده آموزشی و مقایسه واقع بینانه عملکرد کنونی با بهترین استاندادرهای طبابت استوار باشد.
نکته حائز اهمیت دیگر وجود احساس مالکیت و تعلق نسبت به برنامه است که نه فقط در سطح هیئت مدیره، بلکه از راس تا قاعده سازمان و در تک تک گروه ها و افراد باید وجود داشته باشد و یا پدید آید.
حاکمیت بالینی به طور رسمی چنین تعریف شده است :
چارچوبی که سازمانها ارائه دهنده خدمات سلامت را موظف به رعایت اصول تعالی خدمات بالینی نموده و از این طریق آنها را در مقابل حفظ و ارتقای کیفیت خدماتی که ارائه می دهند پاسخگو می گرداند.حاکمیت بالینی را می توان به مثابه تغییر فرهنگی تمام نظام سلامت در نظر گرفت که سازمان را برای ارائه خدمات سلامت مستمر ، پاسخگو، بیمار محور و با کیفیت تضمین شده، توانمند می سازد.
 
 
چرا در حاکمیت بالینی بر تغییر فرهنگ تاکید شده است ؟
در دنیای تجارت و صنایع سالهاست که وابستگی میان دستیابی به کیفیت برتر و تغییر فرهنگ سازمانی شناخته شده است محیط پیچیده و غیر قابل انعطاف نظام سلامت که اغلب بیش ازحد مبتنی بر سلسله مراتب است، سبب شده که تلاش برای ارائه خدمات کیفی، توان فرسا و غیر عملی گردد. موانع همانند دیوارهایی محکم،گروههای حرفه ای را از هم جدا نگه داشته و به همین دلیل، توسعه منسجم تنها در حواشی خدمات رخ داده است و بدیهی است که تغییر این موانع و گذشتن ازآنها به تغییر فرهنگی نیاز دارد.
 "در اعلامیه چشم اندازکیفیت در سازمان ملی خدمات سلامت انگلستان از سوی دولت  به اهمیت تغییرفرهنگ به منظور دستیابی به حاکمیت بالینی اینگونه توجه شده است .دستیابی به ارتقای معنی دار و پایدار کیفیت درسازمان  ملی خدمات سلامت  انگلستان نیازمند  تغییرات فرهنگی بنیادی است تا تلاش ها در مکان های  مورد لزوم متمرکز گردد و کارکنان سازمان ملی خدمات سلامت انگلستان توانایی و قدرت ارتقای محلی کیفیت را پیدا کنند"  .
حاکمیت بالینی ازدیدگاههای مختلف:
1-حاکمیت بالینی فرصتی است برای یافتن راههای به حرکت درآوردن افراد از وضعیت سستی و رخوت فعلی به سمت فرهنگی چالش انگیزتر که در آن، آموزش فعال، صحبت کردن به همراه شنیدن و گوش کردن و پرسیدن با هدف یادگیری وتوسعه موج می زند شیوه ای که به وسیله آن حاکمیت بالینی پا به عرصه می گذارد می تواند لحظه آغازینی برای شروع تغییر در نحوه انجام کارها در این محیط باشد تا افراد را به سوی فرهنگی مبتنی بر تعقل، و عاری از سرزنش سوق دهد که در آن پرسش " چه چیز درست کار نمی کند؟ به جای چه کس درست کار نمی کند؟ اولین اقدام برای حل هر مشکل باشد و در آن یک اشتباه به طور مرتب و به دفعات توسط افراد مختلف تکرار نگردد.
2- حاکمیت بالینی فرصتی است برای تحت اختیار درآوردن وارزش گذاری مهارت ها واستعدادهای کارکنان و در حقیقت مجالی برای درک ضرورت به حرکت درآوردن دانش از کتابخانه ها به دیگر نقاط است .
3- حاکمیت بالینی مکانیسمی فراگیر و قدرتمند برای حصول اطمینان از رعایت بالاترین استانداردهای ارائه خدمات درمانی در سراسر نظام سلامت و ارتقاء مداوم کیفیت این خدمات بوده و به عبارتی حاکمیت بالینی سیستمی برای ارتقا استانداردهای عملکرد بالینی است .
 
 حاكميت باليني چیست؟
  • * بهبود کیفیت
  • * رهبری عملکرد مبتنی بر شواهد
  • * انتشارفعالیت های خوب ، ایده ها و نوآوری
  • * مدیریت خطا و خطر
  • * تشخیص عوارض جانبی
  • * درس آموختن از شکایت
  • * توجه به عملکرد بالینی
  • * برنامه های توسعه حرفه ای
  • * داده های با کیفیت و نگهداری سوابق
  • * درس آموختن از خطاها 
حاكميت باليني چه چیزی نیست؟
  • * حاکمیت بالینی یک فرآیند تجسسی و تنبیهی نیست.
  • * حاکمیت بالینی شکل جدیدی از مدیریت بیمارستان نیست.
  • * حاکمیت بالینی یک سیستم جادویی که همه مشکلات را حل کند نیست.
  • * حاکمیت بالینی لیستی از قوانین و مقررات برای پیروی نیست .
  • * عناصر حاکمیت بالینی مفاهیم جدید نیستند. 
هفت محور اساسی نظام حاکمیت بالینی
 
1.      مدیریت خطر
2.      استفاده از اطلاعات
3.      اثر بخشی بالینی
4.      تعامل با بیمار و جامعه
5.      ممیزی بالینی
6.       مدیریت کارکنان
7.      آموزش و مهارت آموزی
 
شرح هفت محور  در نظام حاكميت باليني :
محور اول
مديريت خطر
Risk Management

آنچه در اين محور مورد توجه است شامل سلامت و ایمنی، کاهش ریسک بالینی، پایش شکایات ،خط مشی ها و روش های اجرایی به روز شده، سیستم های گزارش دهی و پيگيري رویدادهای نامطلوب است.
تعاريف:
  • مخاطره - هر وضعيت واقعی يا بالقوه که می تواند باعث صدمه ، بيماری يا مرگ افراد ،آسيب ياتخريب يا از دست دادن تجهيزات ودارايی سازمان شود
  • ريسک - احتمال مخاطره يا عواقب بد ، احتمال قرار گرفتن در معرض آسيب
  • شدت - نتيجه قابل انتظار از لحاظ درجه صدمه ، آسيب به اموال ، و يا ديگر موارد مضری که می تواند اتفاق بيفتد
· احتمال - احتمال رخ دادن يک رويداد
تعريف مديريت ريسک در حوزه سلامت :
انجام فعاليت های بالينی و اداری برای شناسايی ، ارزيابی ، و کاهش خطر آسيب به بيماران ، کارکنان ، و ملاقات کنندگان و خطر از دست دادن خود سازمان.
سطح ريسک :
  • ناچيز : هيچ عملی مورد نياز نيست
  • قابل تحمل : هيچ کنترل بيشتری مورد نياز نيست
  • متوسط : اقدامات کاهش خطر بايد اجرا شود
  • اساسی : فعاليت بايد تا زمانی که ريسک کاهش يابد شروع نشود.
تحمل ناپذير :فعاليت بايد تا زمانی که ريسک کاهش يابد شروع نشود و اگر کاهش ريسک امکان پذير نيست فعاليت به کلی انجام نگردد
رويکرد مديريت ريسک:
  • رويکردهای "واکنشی" و "بلادرنگ"
  • آموختن از چيزهايی که اشتباه انجام شده است (واکنشی)
  • جلوگيری از خطرات بالقوه که در خدماتی که مراکز درمانی ارائه می کنند تاثير می گذارد (بلادرنگ)
 
محور دوم
استفاده از اطلاعات
Use of information
استفاده از فناوری اطلاعات و مدیریت جامع آن، ایجاد و ارایه اطلاعات برای بیماران و برقراري ارتباط با برنامه های آینده در اين محور مورد بررسي و توجه است.
هدف استفاده از مديريت اطلاعات در حاکميت بالينی نظام سلامت شامل موارد ذيل می باشد:
بهبود دسترسی به معيار شاخص های بالينی تعيين شده
توافق بر روی شاخص های عملکرد بالينی هر متخصص
ايجاد بانک اطلالاعاتی و برنامه انتشاراتی
هماهنگی با اصول حفاظت از اطلاعات
بهبود ارتباطات داخلی
محور سوم
اثربخشی بالينی
Clinical Effectiveness
اثر بخشی بالینی همانا استفاده از بهترین دانش، برگرفته از پژوهش، تجربه بالینی و ترجیحات بیمار برای دستیابی به فرآیندهاو نتایج مطلوب مراقبت از بیماران مي باشد.
دستيابی به اثربخشی بالينی از طريق مجموعه ای از فعاليتهای ارتقای کيفيت زير امکانپذير است:
- شواهد علمی و به روز، راهکارهای بالينی، دستورالعملها و استانداردهای علمی برای تعيين و ارائه بهترين روش مراقبت و درمان
- ابزارهای ارتقا کيفيت (مانند چرخه مميزی بالينی، چرخه های سريع ارتقای کيفيت و ...)
- ارزيابی مستندات و ... به منظور تعيين هزينه اثربخش بودن خدمات و مراقبتها
محور چهارم
تعامل با بیمار و جامعه
Patient and public involvement

در اين محور به مسائلي چون اهميت ارائه مشاوره به بیماران و مدیریت خدمات ارتباطی، توجه به بیمار بعنوان شریک و درگير كردن او در امر درمان و ايجاد فرهنگ انعطاف پذیر و مشارکتی پرداخته مي شود. بر اساس اين محور بيمارستان بايستی فرايند رسيدگی به شکايات را به منظور افزايش وفاداری،‌ رضايت بيماران و نيز بهبود کيفيت خدمات به گونه ای کارا و اثربخش طرح ريزی و طراحی نمايد.
محور پنجم
مميزی بالينی
Clinical Audit

تعريف :مميزی بالينی فرايندی است نظام مند که در قالب انجام مراحل مختلف به ارتقا کيفيت خدمات سلامت در يک حيطه مشخص می پردازد.
مميزي باليني در حقيقت آنچه در سيستم در حال انجام است را به طور مرتب منعکس مي كند. از ديگر وظايف اين محور معرفی فعالیتها و واحدهای برتر و عالي در سطح سازمان مي باشد. با اين وجود مميزي باليني بايد واقع گرایانه همراه با بررسی منابع مورد نیاز باشد. در واقع مميزی بالينی جنبه های مختلف طبابت فعلی اعم از تشخيص،درمان،مراقبت از بيماران و نحوه استفاده از منابع را مورد بررسی قرار داده و با استاندارد ها مقايسه می کند و با شناسايی و رفع تفاوت ها و نقص ها در جهت انطباق انها با بهترين طبابت ممکن اقدام نمايد.اين استاندارد ها که جنبه های قابل سنجش مراقبت از بيمار را تعريف می کنند بايد همواره مبتنی بر شواهد باشند.
حيطه های مميزی بالينی
ساختار: مجموع منابعی است که سيستم را قادر به ارائه خدمت يا مراقبت درمانی می‌سازد.
فرايند: خود فرايند ارائه خدمات درمانی- مراقبتی و روشهای آن است.
نتيجه: اثر نهايی فعاليت های انجام شده بر سلامتی و کيفيت زندگی دريافت کنندگان خدمات

محور ششم
مديريت کارکنان Staff Management
همانطور كه از نام اين محور پيداست به كاركنان به عنوان يكي از اركان اساسي سازمان توجهي ويژه نموده و در زمينه هاي طراحي خط مشی ها، روش های اجرایی به روز شده و قراردادهاي كاري، پایش عملکرد کارکنان، توسعه ي آنها و آموزش و یادگیری فعاليت مي كند. مديريت کارکنان، به موضوعاتی می‌پردازد که مهمترين منبع ارائه خدمات بالينی (کارکنان) را در راستای اهداف حاکميت خدمات بالينی قرار دهد. مطمئناً رسيدن به اهداف "کيفيت" و "پاسخگويي" در خدمات بالينی، بدون اعمال مديريت صحيح و اصولی بر کارکنان امکانپذير نيست. از همين روست که مديريت کارکنان به عنوان يکی از ارکان حاکميت خدمات بالينی شناخته شده است
 
محور هفتم
آموزش و يادگيری
Education and Training
همانگونه كه از نام اين حيطه پيداست به آموزش كاركنان نگاهي ويژه داشته و سازمان را موظف مي كند تا به تخصیص زماني جهت آموزش کارکنان، تدوين استراتژی و برنامه عملی مشخص، دسترسی مناسب و مرتبط تمامي كاركنان به امكانات آموزشي، مدیریت آموزش و استفاده از نتایج برنامه هاي توسعه فردي جهت برنامه ریزی آموزشی توجه ويژه اي داشته باشد. آموزش مداوم بر اساس نيازهای حرفه ای پرسنل از اصول مهم CG است.اين کار را می شود با روش های مصاحبه و پرسش نامه و در عين حال با استفاده از نياز های هر شغل انجام داد.
از آنچه در فوق بدان اشاره شد مي توان دريافت كه در مواردي نظير رسيدگي به شکایت و رضایت بیماران، فرآيند احیا، خطاهای دارویی، تحلیل علت ریشه ای رویدادها، تحلیل مرگ و میر و ارزیابی دلیل ترخیص با میل شخصی، حاكميت باليني مي تواند تاثير گذار باشد.
 
جستجو